تبليغاتX
سرزمین آریایی ما
شرح وقایع روز کوچه و بازار
 االهم عجل لولیک الفرج
خبر آمد خبری در راه است...

                                      سرخوش آن دل که از آن آگاه است...

                                                                                 ساید این جمعه بیاید،شاید...

  • گل دسته دسته رو غم نشسته!
  • حوضای کاشی لباش شکسته !
  • اذون مغرب صفا نداره،نشونه ای از خدا نداره!
  • غروب(جمعه) دلتنگ،خورشید بی رنگ!
  • انگار که ساختن دلا رو از سنگ! 
  • اون رفته من کی بر می گرده؟
  • دلم خدایا دریای درده...
  • نماز مسجد تو قاب زنجیر
  • حصیر پاره،تن خسته و پیر
  • اون رفته من کی برمی گرده؟
  • دلم خدایا دریای درده

 

|+| نوشته شده توسط صالح محمد رحیمی در پنجشنبه 1387/01/22  |
 بازی ناروا با اسما متبرکه معصومین(علیهم السلام)
  • می گفت سوار تاکسی به سمت میدان ولی عصر(عج)می رفتم که یه بابایی صدا زد:میدان ولیعهد(نام سابق این مکان پیش از انقلاب اسلامی)،راننده نگه داشت و مرد مسافر،سوار شد و دوباره حرف خودش مبنی بر اسم سابق میدان رو تکرار کرد.
  • راننده هم که حسابی شاکی شده بود،اسم فعلی را به مرد مسافر که سن و سالی هم ازش گذشته بود،یادآور شد.بگو مگوی این دو نفر ادامه داشت تا به مقصد رسیدیم.هنگام پیاده شدن یکی دیگر از مسافرها خطاب به مرد مسافر و راننده گفت:زیاد بحث نکنید،هر دو تاشون قول دادن که بیان،حالا هر کودم زودتر اومدن،اسمشون رو می ذارن رو میدون!!
  • نتیجه اخلاقی این ماجرا...!!!
  • چرا باید کار به جایی برسه که اسما متبرکه معصومین(علیهم السلام)این چنین به بازی گرفته بشه؟آیا ما حاضریم با نام و حیثیت پدر و مادر و عزیزانمان چنین برخورد و رفتاری بشود؟
  • کمی دقت کنید به اسامی میادین و خیابانهایی که نام می برم،تا به منظورم پی ببرید.
  • میدان امام حسین(ع)،میدان ولی عصر(عج)،میدان امام خمینی(ره)،میدان آزادی،میدان انقلاب،پارک المهدی،پارک ملت و دهها نام بزرگ دیگر که در اصل خود،تداعی گر شخصیتهای بزرگ دینی،مذهبی و     جلوه های ناب زندگی انسان  هاست.حتما تا به حال بارها و بارها گذرتان به مکان هایی که نام بردم،افتاده.
  • دور تا دور میدان آزادی پر است از فروشندگان انواع و اقسام مواد مخدر!!
  • پارک المهدی پاتوق کسانی است که پسران و دخترانی را که به هر دلیل از خانه فرار می کنند را با وعده های دروغین فریب می دهند و به هزار راه خلاف می کشانند که عاقبت آن هم نیازی به گفتن من ندارد.
  • دور تا دور میدان انقلاب را توزیع کنندگان عکس،نوار،سی دی،پاسور و... به تصرف خود در   آورده اند!!!
  • میدان ولی عصر(عج)هم که قربون امام زمان (عج) برم،نیازی به توضیح اضافی ندارد.وضعیت سایر مکان های ذکر شده هم چنین است.
  • به این مسائل اضافه کنید جملاتی که به طور روزمره بر زبان مردم جاری می شود.
  • (سر امام حسین(ع) پیاده می شم.)(امام خمینی(ره) نگهدار.)(آزادی به انقلاب بسته است.) وصدها جمله یومیه که بی احترامی به نام پیشوایان دینی و مذهبی ما می باشد!!آن هم در مملکتی که ادعای کشور صاحب الزمان(عج) بودن را دارد.توضیح اضافه ای نمی دهم. قضاوت با خود شما.البته بگذریم در سایر نقاط شهر که نام های بعضا معمولی دارند،چه جریاناتی صورت می گیرد.
|+| نوشته شده توسط صالح محمد رحیمی در شنبه 1387/01/10  |
 یا ابا صالح امهدی(عج)ادرکنی
کسی آرام می آید

نگاهش خیس عرفان است

قدم هایش پر از معنا

دلش از جنس باران

کسی فانوس در دستش،بسان نور می آید

امید قلب ما روزی ز راه دور می آید

اللهم عجل لولیک الفرج

|+| نوشته شده توسط صالح محمد رحیمی در جمعه 1387/01/09  |
 قداست نام های معصومین(علیهم السلام)

یه فامیلی داریم که دو تا دختر دو قلو داره،البته الان این دو تا بچه خودشون مادر شدن و سرشون گرم زندگیه.ام چرا چنین بحثی رو آغاز کردم،دلیلی داره که در ادامه براتون ذکر می کنم.

این فامیل ما اسم بچه هاش رو هنگام تولد به خاطر اعتقادات دینی و ارادت به خاندان پیامبر اکرم(ص)زهرا و معصومه گذاشته بود،همه جا اونها رو مینا و مونا صدا می کرد!یک بار که علت این مسئله رو از او پرسیدیم،با یه حال خاصی که ناشی از ارادت قلبی به خاندان نبوت داشت،گفت:معصیت داره که اسامی معصومین(علیهم السلام)مثل سقز تو دهان آدم بچرخه.

کمی به حرف این فامیل ما توجه کنید که سالها قبل عنوان کرده بود و مقایسه ای کنید با روزگار حال حاضر که بزرگترین دروغهایمان را برای موجه جلوه دادن با ذکر نام این برترین انسانهای تمام تاریخ مخلوط می کنیم.

اعتقادات آن روزها را که هیچ اجباری در رعایت ریاکارانه مسائل دینی نبود با روزگار حال حاضر مقایسه کنید که عده ای سواستفاده چی با ظاهری مذهبی(تاکید دارم،ظاهری مذهبی)دست به تحریف حقایق اسلام و سواستفاده از اعتقادات و ارادت مردم به خاندن نبوت(علیهم السلام)زده اند!!!

شاید واقعا به دوران آخرالزمان نزدیک می شویم و غافل از آن هستیم.

این ابتدای راه من در شروع ثبت و نشر چنین حکایتهای واقعی است. از تمامی دوستان و عزیزان می خواهم اگر چنین حکایات یا وقایع اتفاق افتاده در کوچه و بازار را دارند،به طریقی که خودشان می دانند،در صورت صلاحدیدشان برایم ارسال کنند ،بلکه یکی مثل خودم از مطالعه آنها درسهای خوبی برای بهبود رفتار و اخلاقم بگیرم.

|+| نوشته شده توسط صالح محمد رحیمی در پنجشنبه 1387/01/08  |
 
 
بالا